+نواخته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت12:8توسط الهه جعفری |
|
سلام
یه کار کوتاه
دستی مشت کرده
بزرگی قلبت را به رخم می کشی
بازش نکن
من فال نمی دانم
+نواخته شده در جمعه 21 تیر1387ساعت23:57توسط الهه جعفری |
|
یه سپید
هوای دلم به اشتیاقت ابریست
نبضم شلاب می زند بر جدار تنم
بوی نم
بوی خاک
دوباره گل می شود تنم
ببین چگونه حجم گلیم فریاد می کشد تو را
هیچ ندارد
ولی ببین که چگونه بندگیش را به رخت می کشد
می شنوی نغمه های ترک خورده را؟
آبی برسان
***
اما نه
صدایی نیست
انگار با خودم!!!
حرف می زنم
آری
دوباره قسمت تنهاییم را به خدا دادو
تمامم را برد...
تنها شاید
شاید نفسهای آخرش را برایم بریده باشد
+نواخته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت14:2توسط الهه جعفری |
|
سلام
توجه توجه
بالاخره من هم به جمع ویروسها اضافه شدم.
امیدوارم بتونم خوب انجام وظیفه کنم.
+نواخته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت13:10توسط الهه جعفری |
|
درباره ی من
شعر برای من مثل پنجره ای است که هر وقت به طرفش می روم خود به خود باز می شود. من آنجا می نشینم، نگاه می کنم، آواز می خوانم، داد می زنم، گریه می کنم، با عکس درخت ها قاطی می شوم و می دانم که آن طرف پنجره یک فضا هست و یک نفر می شنود... (فروغ فرخزاد)